سيد جلال الدين آشتيانى

892

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

ملائكهء روحانى و جسمانى است . حتى عقل اول و روح اعظم و ملك اول ، اقدم ، نيز حسنه‌اى از حسنات و جلوه‌اى از جلوات و خودنمائيهاى اوست . حتى اسماء جزئيه و اعيان ثابتهء متقرّر قبل از مقام خلق ، نيز از اين حقيقت كليه ظهور پيدا كرده‌اند . ما در مباحث قبلى بيان كرديم ، كه ظهور اسماء و صفات بوجه كثرت ، احتياج بواسطه‌اى دارد ؛ و آن واسطه ، حقيقت اسم اعظم متحد با حقيقت محمديه است . تحقيق عرشى مراد ما از خاتم اولياء ، اين نيست كه بعد از او وليى نباشد ؛ بلكه مراد از خاتم اولياء ، كسى است كه بحسب حيطهء ولايت و مقام اطلاق و احاطه ، محيط بر جميع ولايات و نبوات باشد . نزديكترين موجودات به حق را اصطلاحا خاتم ولايت مىناميم . از اين ولايت ، تعبير بولايت خاصه نيز نموده‌اند . حقيقت محمديه ، بحسب باطن ذات و مقام كلى ولايت ، محيط بر جميع مراتب وجودى است . و اسماء الهيه و اعيان ثابته اجزاء و فروع و شعب مقام تحقق او باسم اللّه مىباشند . اين حقيقت داراى مقام قرب فرائض و نوافل جمع بين اين دو قرب مىباشد در قرب نوافل جهت غيبى حق بر مظهر كامل ولى حاكم است و بالغ به اين مقام به مرحله‌اى از قرب مىرسد كه حق سمع و بصر و لسان و يد او مىشود . در قرب فرائض ذات و جهت خلقيت صاحب اين مقام فانى و مستهلك در جهت حقيقت حق است . مرتبه بالاتر از اين مقام جمع بين اين دو قرب است بدون تقيد به يكى از اين دو و بىمناوبه كه گاهى يكى باشد و گاهى ديگرى ، بلكه بهر دو قرب و احكام آن متحقق باشد اهل عرفان اين مرتبه مقام جمع الجمع و قاب قوسين دانسته‌اند . لسان اين مرتبه « الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ » است و فوق اين مرتبه آنست كه ولى صاحب قرب مطلق از احوال سه‌گانهء مذكورند و از نهايت قرب و احاطه ؛ بهر يك از اين دو قرب ظاهر شوند و بجمع بين نيز بىتقيد به هيچ‌يك از اين احوال ظاهر گردند . اين مقام اختصاص دارد بخاتم الأنبيا و خاتم الاولياء . مراد از خاتم الاولياء حضرت مهدى عليه السلام است كه بر اعيان و استعدادات